در ابتدا مهم است که الهام و ایده پردازی را در خود زنده و پویا نگه دارید.
به یاد داشته باشید که چرا می خواهید خیاطی کنید و این را به یاد داشته باشید که تمام دوخت هایی که می خواهید انجام دهید در پروژه های خیاطی مورد علاقه تان نتیجه خواهد داد و لباس های زیادی برای خودتان و دیگران خواهید دوخت.
این مورد برای خیاطان مبتدی هم بسیار مهم است که چشم انداز خود را حفظ کنند – تمرین ها و پروژه های زیادی نیاز است تا به شما به تکنیک های خیاطی و داشتن استایل اختصاصی را یاد بدهد.
ما این مطلب را برای شما آماده کردیم تا در تمرین مهارت خیاطی انگیزه بگیرید و به شما نشان دهیم که خیاط های بزرگ برای رسیدن به این نقطه ای که هستند، چه پروسه هایی را پشت سر گذاشتند.
یکی از این خیاط های بزرگ پاول ایستین است که در مصاحبه ای با همسرش، به پرسش و پاسخ های مهم در خصوص یادگیری خیاطی پاسخ می دهد.
پرسش و پاسخ با پاول ایستین و یادگیری دوره های آموزشی خیاطی
سوال اول: پاول خیاطی را چگونه آغاز کرد؟
شاید عجیب به نظر برسد، اما پاول هم نمی داند که کار خودش را چگونه شروع کرده، ولی یک ویژگی برجسته ای که در شخصیت پاول وجود دارد نترس بودنش بود که باعث شد چرخ خیاطی را مانند هر ابزار دیگری در دست بگیرد و با آن بازی کند.
او نسبت به وسایلش این را نداشت که مثلا خیلی گران و با ارزش هستند یا باید به شدت مراقب آنها باشد – بلکه پاول از لباس های دست دوم برای بازی کردن و تمرین برای خلق ایده هایش استفاده می کرد.
بعدها، با افزایش علاقه به خیاطی و اعتماد به نفسش، تصمیم گرفت تکنیک های جدیدی را برای بهبود هنر خیاطی خود یاد بگیرد.
نکته الهام بخش در مورد شروع سفر یادگیری خیاطی او این است که به ما یادآوری می کند پروژه خیاطی لزوما یادگیری یک مهارت پرهزینه و بزرگ نیست.
او با یک چرخ خیاطی قدیمی، مقداری نخ و لباس هایی که از فروشگاه ها خریده بود یا از قبل در دسترس داشت، خیاطی را شروع کرد.
از نظر او، اینطوری آموزش خیاطی می تواند سریع تر شروع شود.
شما یک چرخ خیاطی و چندتا نخ می خرید و با یک لباس قدیمی کار خود را شروع می کنید.
در واقع، شما فقط باید کارتان را شروع و برای تلاش و یادگیری خیاطی تلاش کنید.
ما می خواهیم شما هر روز خانه ی خودتان را خوب نگاه کنید و هر آیتمی که فکر می کنید برای بردن زیر چرخ خیاطی نیاز است را بررسی کنید.
سوال دوم: چرا خیاطی می کنی؟
من عاشق درست کردن چیزهای مختلفم.
راستش من از دست سازه ها و چیزهایی که خودم درست کنم خوشم می آید، و از فهمیدن و دانستن نحوه ساخت اشیا و چیزهایی که با دست ساخته می شوند، لذت می برم.
برای همین هم هنر خیاطی از این دید و منظر من را به خودش جذب می کند.
به عنوان آرایشگر مو، من برای مشتریانم هم الگوساز و هم دیزاینر هستم، و خب مثل دوخت لباس، همه ی این مهارت ها و هنرها الگوها و قوانین خاص خود را دارند.
اما تفاوتی که آرایش مو با خیاطی دارد این است که برای آرایش مو، نیازی نیست یک تکه الگو روی موی مشتری بگذاری، و الگوهای آرایش مو در ذهن آرایشگر است.
به نظرم اینکه خیاطی از طریق الگوهای فیزیکی و کاغذی یک تاریخچه ثبت شده دارد و می توانید آنها را بررسی و تفسیر کنید، جالب و جذاب است.
سوال سوم: چه مدل خیاطی و لباسی دوست داری که بدوزی؟
من چیزهایی را می دوزم که استایل خوبی دارند و به عنوان مد و فشن مردانه شناخته می شوند.
من از کاربردی بودن لباسهای مردانه خوشم می آید، و حالا حتی لباس های زنانه هم بیشتر شبیه لباس های مردانه دوخته میشوند، هرچند که ظریف تر، نرم تر و زنانه تر هستند.
راستش، لباس هایی را دوست دارم که به نظر می رسد کاربردی هستند و خب از ظرافت لباس های کار هم لذت می برم.
سوال چهارم: بگو که از کجا خیاطی را شروع کردی.
خب وقتی کوچکتر بودم، چون اهل خرید و فروش چیزهای دست دوم بودم، خیاطی را شروع کردم.
من به استایل گرانج دهه نود میلادی علاقه داشتم و لباس هایی را که بزرگ بودند می خریدم و آنها را تغییر می دادم تا بهتر به تنم بنشینند.
وقتی در دهه ی بیست سالگی بودم، یکی از کارهای مورد علاقه ام این بود که شلوار جین بوت کات را به شلوار جین تنگ تبدیل کنم.
این ایده برای سال ۲۰۰۲ یا ۲۰۰۳ بود و شلوار جین تنگ مد نبود – یعنی نمی شد در مغازه ها پیدایش کرد.
واقعیت این است که من دوست دارم باور کنم ترندباز مد و فشن هستم و دانستن اینکه چگونه لباس های خودم را بدوزم به من این امکان را می دهد که پیشتاز مد باشم و لباس هایی بدوزم که در هیچ جای دیگری پیدا نمی شوند.
سوال پنجم: چطور خیاطی یاد گرفتی؟
وقتی جوان تر بودم، به اندازه کافی منظم نبودم تا فرآیند صحیح آموزش خیاطی را یاد بگیرم – اما اصل مطلب را فهمیدم. دو تکه پارچه بردارید، آنها را روی هم قرار دهید و بدوزید.
محدودیت هایی در رویکرد اولیه من در خیاطی وجود داشت – مثلا وقتی شما نمی دانید که یک الگویی برای خیاطی وجود دارد و این الگو را ندارید، نمی توانید لباس ها را درست و اصولی بدوزید.
اما در مورد من، من با لباس های دست دوم کار می کردم و آنها را یکی دو سایز کوچک تر می کردم و این کار با آزمون و خطای زیادی همراه بود.
قبل از آشنایی با همسرم آندرهآ، من به این شکل خیاطی می کردم که برای یک شلوار یا یک لباس دست دوم ایده ای به ذهنم می رسید و بعد با سنجاق زدن قسمت هایی که می خواستم تغییر کنند، آن را دوباره طراحی می کردم.
سپس، آن را از چرخ خیاطی رد می کردم و دوباره یک خط می دوختم.
همچنین یک لباس را کاملا از هم جدا می کردم و آن را روی پارچه جدیدی می دوختم و از آن به عنوان الگو استفاده می کردم. اینها اولین پروژه های من بودند.
من درحالی شروع به خیاطی و طراحی کردم که اصلا نمی دانستم دارم چه کار می کنم.
و با این حال، فقط به انجام آن ادامه دادم.
واقعیت، من به دنبال حل مشکلات بودم و می خواستم یک طراح لباس واقعی شوم.
راستش را بخواهید تا زمانی که با همسرم که یک طراح و خیاط حرفه ای بود آشنا نشدم، اصول جدید خیاطی را یاد نگرفتم و در طول ۳ سال گذشته، با تلاش های او دوباره به اصول اولیه خیاطی برگشته ام.

سوال ششم: چطور شروع به خیاطی با چرخ خیاطی کردی؟
کلاس هفتم در رشته مهندسی عمران بودم که این راه را شروع کردم. کار با چرخ خیاطی مثل کار کردن با هر ماشین یا ابزار دیگری بود، بنابراین از آن نترسیدم.
چرخ خیاطی فقط یک ابزار است، اما مشکلی که همیشه داشتم کار با کارکردهای ظریف تر این چرخ بود، مثل میزان کشش، اینکه چرا گیر می کند، چرا کوک ها درست زده نمی شوند.
من فکر می کنم با چرخ خیاطی ای که دارم، هنوز راه زیادی برای پیشرفت و کار با این چرخ دوست داشتنی دارم.
یکی از اولین پروژه هایی که آندرهآ از من خواست انجام دهم، کمک به او در خط تولید لباسش بود.
او از من خواست که قطعات کوچک الگو را صاف کنم تا برای مونتاژ آماده شوند.
من مجبور بودم یک درز ½ اینچی عالی بدوزم و این مثل یک خیاطی جدید و البته واقعی، نه مشابه به آنچه که قبلا انجام می دادم، به نظر می رسید.
البته، من چرخ خیاطی خوب و دستورالعمل هایی برای دنبال کردن یک الگو داشتم اما مجبور بودم بیش از ۱۰۰ تکه پارچه بدوزم.
من فقط تکه های درز را تکی و یک خط می دوختم.
این به من کمک کرد تا دوختم را مرتب کنم، یاد گرفتم که دستها و چشمانم را کجا بدوزم و سرعتم برای بهبود دقتم در خیاطی را تنظیم کنم.
سوال هفتم: کجا حس کردی که دوباره خیاط مبتدی شدی؟
اینجا بود که فهمیدم دوباره یک خیاط مبتدی واقعی هستم و باید در دورههای آموزشی خیاطی شرکت کنم.
یاد گرفتم سنجاق بزنم، برش بزنم، چطور با الگو کار کنم و الگو را چگونه سنجاق بزنم.
این کار کمک کرد در ذهنم تجسم کنم تکههای الگو واقعا چه شکلی هستند و چطور از خط راه پارچه استفاده کنم.
بعد، یاد گرفتم چطور پارچه را برش بزنم.
موقع برش پارچه، مجبور بودم یاد بگیرم چطوری ½ اینچ جای دوخت را چشمی در نظر بگیرم چون الگوها جای دوخت نداشتند، و باید یاد میگرفتم چطور با قیچی برشهای بلند بزنم، که واقعا با برشهای کوچک آرایشگری فرق داشت.
و یاد گرفتم چطوری با استفاده از فاصله دوخت درست، تکهها را به هم بدوزم و دقتم را بسنجم.
دقیقا بعد از همه این کارها، انگیزه گرفتم و ایدههای جدیدی به ذهنم آمد.
میخواستم با هر چیزی که دارم و یاد گرفتم، دوخت و دوز را شروع کنم و هر کاری قبلا میکردم را در دوختهای جدیدم به کار ببرم.
شروع به خرید پارچه کردم و با استفاده از لباسهای موجودم به عنوان الگو، الگوهای خودم را ساختم.
کلی موفقیت و شکست داشتم، ولی بعضی از کارها واقعا عالی شدند.
وقتی هم شکست میخوردم، به خاطر این بود که هنوز در این فکرم بودم که لباسها باید کوچک باشند تا خوشدوخت به نظر بیایند.
نمیدانستم راحتی در لباس یعنی چی، و هر چی میدوختم واقعا تنگ بود.
برای همین، در دورههای آموزشی خیاطی و کلاس الگوسازی مقدماتی Fair Fit شرکت کردم و به خودم اجازه دادم وقتی نیاز به استراحت داشتم، از خیاطی فاصله بگیرم.
سوال هشتم: اهداف بعدی شما برای تمرین خیاطی چیست؟
من مصمم تر شدهام که درزهای صاف و مستقیم بدوزم.
و همچنان از لباسهایی که میخرم و واقعا ساده هستند الهام میگیرم.
وقتی به دوخت این لباس ها نگاه میکنید، بسیار دقیق و صاف است.
من همیشه فکر می کنم، اگر کسی در یک کارخانه توانسته این لباس را بدوزد، پس من هم می توانم آن را انجام دهم.
بنابراین تمام تکنیک های مناسب را تمرین و اصلاح می کنم.
سعی می کنم به چیزهایی که دقیق نیستند راضی نشوم.
اگر خوب نباشد، آن را پاره میکنم و دوباره می دوزم.
پروژه های خیاطی من می توانند برای یک کیف پول ۱ ساعت و برای طرحی مثل یک ژاکت تا ۲ هفته طول بکشند.
من سعی می کنم درگیر مدت زمان انجام کاری نشوم و به جای تعیین ضربالاجل برای پروژه، مصمم باشم که آن را آنطور که می خواهم بسازم.
من در حرفه ی خیاطی صبر و حوصله را تمرین می کنم و وقتی به استراحت نیاز دارم، چون در این نقطه اشتباهات شروع میشوند، دست از کار می کشم.
وقتی سرحال و صبور هستم، به پروژه برمی گردم.
این راهکار همیشه کمک میکند و تمرین مهمی است زیرا شما را مشتاق میکند تا آن را به روش صحیح بدوزید.
هر بار که عجله میکنم، اشتباه می کنم، پس عجله، هرگز!
سوال نهم: خب تمرین "از آغاز لطیفِ دوختن تا انفجار خلاقیت در طراحی" چیست؟
« از آغاز لطیفِ دوختن تا انفجار خلاقیت در طراحی» مفهومی است که مدتها پیش یاد گرفتم، و واقعا میتوان گفت که نه تنها برای شیوههای خلاقانه، بلکه برای مواردی مانند امور مالی هم صادق است.
در واقع این شعار، این ایده است که هر زمان که من به انجام کاری با پشتکار ادامه میدهم، این روند تدریجی منجر به این میشود که من ناگهان به هدف نهایی خودم می رسم.
شما هر روز تا جایی که میتوانید در فرآیند یادگیری و کار کردن باقی میمانید، تا جایی که دیگر به دنبال نور در انتهای تونل نباشید، و یک روز به بالا نگاه میکنید و متوجه میشوید که در خود نور هستید!
این یک روش زندگی است. من با اشتباه مشکلی ندارم، از آنچه هر مرحله برای یادگیری به من می دهد، قدردانی می کنم.
در هر کاری که انجام میدهید، اگر بتوانید عاشق فرآیند آن کار شوید، احساس سختی تمرین و یادگیری از بین می رود.
من با تصمیم به اینکه دیگر آنطور زندگی نخواهم کرد، مانع از این میشوم که تمرینهایم تبدیل به یک کار طاقتفرسا یا ناامیدکننده شوند.
خوب میدانم که در هر جنبهای از زندگیام در حال تمرین هستم، و اگر شما هم روی چیزهایی که دوست دارید و به آنها علاقه دارید تمرکز کنید، از تمرین و بازی در فرآیند یادگیری آن حرفه خوشحال خواهید شد.
سوال دهم: بهترین توصیه شما برای کسانی که میخواهند خیاطی یاد بگیرند چیست؟
بهترین توصیه من برای مبتدیان این است که یک مربی خوب در کلاس های آموزش خیاطی بگیرند. یک مربی خوب قادر خواهد بود کارهای کوچکی را که ممکن است انجام دهید تشخیص دهد، کارهایی که اگر ادامه پیدا کنند، منجر به تسلط کافی شما نخواهند شد.
من مجبور شدم بر نحوهی گرفتن دستهایم، محل ایستادنم هنگام برش پارچه و نحوهی قرارگیری پارچه با تمرین های زیاد غلبه کنم.
یک مربی خوب همچنین خودش را به چالش میکشد، آنها اغلب در کنار شما یاد میگیرند و مهارت خود را اصلاح میکنند و آن را در تدریس خود به کار میگیرند.
من خودم یاد نمیگیرم.
میتوانم تمام تلاشم را بکنم تا آنچه را که به صورت بصری میبینم، با خواندن یا تماشای ویدیو تقلید کنم.
من تمام تلاشم را میکنم تا آنچه را که آنها انجام میدهند، تقلید کنم، اما یک مربی خوب میتواند چیزی را که شما نمیتوانید ببینید و خودتان انجام میدهید، به شما نشان دهد، به همین دلیل است که میگویم یک مربی عالی پیدا کنید.
همچنین، برای یادگیری و تمرین اصول اولیه وقت بگذارید.
و به یاد داشته باشید که تک تک مراحل به طور خاص سخت نیستند.
اما یک پروژه خوب، شامل مراحل ساده بسیاری است که اگر به ترتیب و درست انجام شوند، نتیجه زیبایی به همراه خواهند داشت.
برای دریافت پرسش و پاسخ بیشتر با خیاطان حرفه ای مانند سرکار خانم مینا حقی مدرس خیاطی و مدیر آکادمی مینا حقی، با ما همراه باشید.
به این پست امتیاز بدید